عین القضات همدانی (د 525ق) -شهید راه حقیقت- با نقد نظر شیعیان اسماعیلیه در خصوص کسب معرفت، بیان می دارد: تعلیمیان را چنین عادت است که در بدایت دعوت خود می پرسند: معرفت از کجا حاصل می شود؟ طریق حصولش عقل است یا امام معصوم؟ این مسأله شعب بسیار دارد و این که پرسیده شده عقل یا امام معصوم نشان دهنده بی خبری پرسش گر از حقیقت سؤال است.
تواضع از منظر شیخ اجلّ سعدی شیرازی و فرهنگ اسلامی
استاد سخن سرای فارس به عنوان یک مصلح اجتماعی، بوستان را در ده باب و به منظور اصلاح و تربیت نگاشته است. هرچند که خود هدف از سرودن بوستان را تحفه ای برای دوستان می داند. روانی اشعار و ذوق منحصر به فردش در گزینش موضوعات، سبب اوج این شاعر نامی در طی قرن ها شده است.
تواضع چهارمین باب بوستان است. پیش از مطالعه این موضوع برخی سوالات ذهن را به خود مشغول می دارد:
تواضع چیست؟ دامنه و محدوده تواضع تا کجاست؟ آیا تواضع در برابر تمام اقشار جامعه امری پسندیده محسوب می شود؟ آیا فرد متواضع مورد سوء استفاده برخی افراد جامعه قرار نمی گیرد؟ تواضع و عزّت نفس چه رابطه ای با یکدیگر دارند؟ در قرآن و احادیث، تواضع چه جایگاهی دارد و با چه الفاظی بکار رفته است؟
نیشابور 24 و 25 فروردین در بزرگداشت بین المللی عطار 1397میزبان ادب دوست بود. مراسم در عصر روز جمعه 24 فروردین در فرهنگسرای سیمرغ آغاز شد و پس از مراسم معمول آغازین، سرود شهر نیشابور همرا با تصاویر طبیعت زیبای شهر به نمایش در آمد. در ادامه از میهمانان منتخب دعوت شد تا در جایگاه خاص خود قرار گرفته و پس از ارائه مقالات به نقد و بررسی بپردازند. ابتدا میهمان ویژه این مراسم جناب استاد دکتر مهدی محقق در جایگاه حضور یافته و سپس آقایان دکتر بلخاری، دکتر جعفر یاحقی ،دکتر توفیق سبحانی و دکتر جیهاد شکری دعوت مجری برنامه را پذیرفته و در صندلی های خود قرار گرفتند.
بیشترین سهم ما از تولیدات فکری غرب در زمینههای مختلف، در غیاب نظام آکادمیک و تولید علم درخور، ناچیز بوده که از رهگذر کوششهای فردی و فرایندهای نامنظم بدون پشتوانههای نظری لازم به دست رسیده است. اغلب آنچه اکنون در دسترس است محصول کوششهایی فردی بوده که بخشی از آن را مفتخرانه «ماجراجوییهای فکری» نامیدهاند، ماجراجوییها و ذوق فردی که گاه با خلاقیتهایی نیز توأم بوده، اما اغلب چون در مقولهی «ماجراجویی» گنجیده، شریطهی خود را نشناخته و مقلدانه و بدون توجه به وضع تاریخی ایران بوده است، به آشفتگی فکر دامن زدهاند.
علی ورامینی/به خاطر دارم مصطفی ملکیان در یکی از اولین سخنرانی در ابتدای پروژه نظام اخلاقی مولانا، به نکته ای بسیار مهم اشاره کرد. ملکیان در آن جلسه بیان کرد (نقل به مضمون میکنم) که ما با هر متفکر چه داخلی و چه خارجی دو رویکرد میتوانیم اتخاذ کنیم. یک رویکرد این است که ما با کار و پژوهش بر روی متفکری مثل مولانا، مولانا شناس شویم، مقاله بنویسیم، کتاب چاپ کنیم، سمت دانشگاهی خود را ارتقاء دهیم، کنفراس های بین المللی شرکت کنیم و الخ.
اما از سویی دیگر اگر بخواهیم از اندیشمندی استفاده کنیم برای زیستی بهتر باید به چارچوب اندیشگانی او توجه کنیم و ببینیم که فلان متفکر چگونه میتواند زندگی ما را خوبتر(به معنای اخلاقی بودن)، خوشتر(به معنای بردن بیشترین لذت و کمترین الم) و معنادارتر کند و در واقع آن متفکر چه راه کارهایی دارد برای خوبتر، خوشتر و معنا دارتر شدن زندگی من. از این رو بود که در آن جلسه و حتی در جلسات متعدد دیگر که به بهانه مولانا بود، ملکیان در آن فرصت محدود(به لحاظ زمانی) طرح مسئله و بیان سوالات اساسی را به یک باره فرو رفتن در آثار مولانا اولویت میداد. سوالات و طرح بحث وی به گونه ای بود با ایجاد یک چارچوب کلی ابزاری به دست مخاطب می داد که به وسیله آن می توان به سراغ نه تنها مولانا بلکه به هر اندیشمندی دیگر در جهان رفت و از او پرسید که فلانی چارچوب تفکر تو چه پیشنهادات و راه کارهایی برای بهتر شدن زیست من داری؟ البته ملکیان بارها پیش از این بیان کرده بود که در نظام فکریاش دغدغه هیچ جریان و فردی را ندارد. بد نیست در این جا یکی از مشهورترین سخنان او را بار دیگر مرور کنیم
" من نه دل نگران سنّتم، نه دل نگران تجدّد، نه دل نگران تمدّن، نه دل نگران فرهنگ و نه دل نگران هیچ امر انتزاعی از این قبیل. من دل نگران انسانهای گوشت و خون داری هستم که میآیند، رنج میبرند و میروند. سعی کنیم که اولاً: انسانها هرچه بیشتر با حقیقت مواجهه یابند، به حقایق هرچه بیشتری دست یابند؛ ثانیاً هرچه کمتر درد بکشند و رنج ببرند و ثالثاً هرچه بیشتر به نیکی و نیکوکاری بگرایند و برای تحقّق این سه هدف از هرچه سودمند میتواند بود بهرهمند گردند، از دین گرفته تا علم، فلسفه، هنر، ادبیات و همه دستاوردهای بشری دیگر."
به گزارش ایرنا، سال گذشته هیات های مهمی در حوزه فرهنگ و دین بین دو کشور مبادله شد.
به گفته حسن صفرخانی رایزن فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران، شرکت در نمایشگاه فرهنگی قونیه، برنامه های متعدد فرهنگی و هنری در استانبول، ارزروم و آنکارا، نمایشگاه های نقاشی و هنرهای تجسمی، برگزاری هفته فرهنگی در آنکارا و برگزاری برنامه های نیمه شعبان برای ایرانیان، شرکت در نمایشگاه کتاب آنکارا، شرکت در نمایشگاه گردشگری ترکیه، برنامه های دانش افزایی زبان فارسی دانشجویان و استادان زبان فارسی در تهران، اعزام شخصیت های فرهنگی برای کنفرانس وحدت اسلامی، همایش های علمی و دینی و مراسم ارتحال امام، بخشی از این فعالیت ها در سال 2016 بوده است.
سخن چه دور است
دور تر از هر بود
نوشتن چه مهجور است
نوشته ها کوتاهند و گفته ها درگاه.
امروز یکی از دوستان مطالبی را فرستاد بابت نقد تصوف که گویا همینک در ایران برای آن بناست نشستی برگزار شود. نقد تصوف البته چیز خوبی است به دو شرط نخست اینکه واقعاً نقد باشد به معنی بررسی نظری ابعاد مختلف تصوف و دوم اینکه چنانکه مقتضی نقد و نقادی است دست اندرکاران شناخت درستی از تاریخ تصوف داشته باشند و آثار تحقیقی در این رابطه را درست خوانده باشند.
*مذهب آن چیزی است که انسانها را به هم پیوند می دهداما هیچ چیز بیش از بغض وکین پیوند دهنده آدمیان نیست .
در همان هنگام که عشق انسانهارا به مدد لطافت چهره یا ندایی رستگاری می بخشد، بغض وکین آنان را گروه گروه در سایه ی قدرت اندیشه یا نامی گرد می آورد .
*از عشق چشم آن دارید که خلا هایتان را پر کند حال آنکه عشق هیچ خلاای را پر نمی کند.
عشق بیش از آنکه وفور باشد، کاستی است . عشق ،وفور کاستی است.
**
آدم بزرگسال کیست ؟
کسی است که در گفتار وزندگی خود حضور ندارد. کسی است که دروغ می گوید . او راجع به چیستی خود دروغ می گوید.
***
اندیشه حاصل ثبت شدن چهره ها وتن ها در چهره وتن من وزندگیها در زندگی من است.
**************************************
نتیجه آشنایی با یک رفیق اعلی سبب شد با نویسنده ی توانای فرانسوی کریستین بوبن آشنا شده ویکی از بهترین 30اثر او به نام "رفیق اعلی"را مطالعه کنم.
او در تمامی آثارش
طی روزهای ٢٧و٢٨ مردادماه 1395 شهر ادب و عرفان تربت جام میزبان اساتید بزرگ و اهالی ادب و عرفان بود سترگ زنان و بزرگ مردانی از یازده کشور دنیا بهمراه هموطنان عزیز ایرانی برگ زرین دیگری رقم زدند و در اعتلای فرهنگ,ادب و عرفان این سرزمین بسیار کوشیدند مقامات کشوری نیز سعی بر همراهی و همکاری داشتند حضور استاندار ,معاونین وزرای فرهنگ ,امور خارجه ,نمایندگان مجلس وارسال پیامهای فرهنگی و شادباش باعث دلگرمی بود.
به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی دانشگاه ادیان و مذاهب جمعی از سران فرق صوفی هند از جمله چشتیه و قادریه در روز 12 خرداد 1395 در دانشگاه ادیان و مذاهب حضور یافتند و در دیداری صمیمی با حجت الاسلام والمسلمین نواب رئیس این دانشگاه و چند تن از اعضای هیئت علمی به گفتگو نشستند.
بسیاری از فیلسوفان اعتقاد دارند که هر کسی یک استعاره (ایماژ یا صورت ِذهنی) از زندگی برای خودش دارد، که چه آگاه باشد و چه نباشد، زندگی اش چنان تمشیت میشود {سر و سامان میگیرد} که آن استعاره را به واقعیت نزدیک میکند. تعداد این استعاره ها کمابیش شمارش شده است، رابِرت سالامان (فیلسوف اگزیستانسیالیسم) در یکی از کتابهای متأخرش به نام «مسائل بزرگ »، 16 استعاره را تصریحا و 5 استعاره را تلویحا نام برده است:
آن که در همه چیز مرا بیند و همه چیز را در من بیند
هرگز از من جدا نشود
و من هرگز از او جدا نشوم،
و آن که در مقام یگانگی مرا که در همه هستی هستم بپرستد
هرگونه زندگی کند با من باشد؛
و آن که در راحت و محنت دیگران
خود را جای آنان بیند
یوگی کامل باشد.
گیتا (بهگود گیتا: سرود خدایان)، ترجمه محمد علی موحد، انتشارات خوارزمی، 1385. ص 116.
شاعر بزرگ [آلمانی] ریلکه، چنین تصویری از مرگ ارائه می دهد: "در بطن زن آبستن، در پس چهره ی خسته و مهربانش، دو میوه در شرف تکوین است: یکی مرگ و دیگری زندگی". مرگ جزئی از زندگی است و مرگ و زندگی جفت یکدیگر هستند و همان لحظه ی ورود به عرصه ی حیات، مرگ آغاز می شود. در واقع هر روزی که زنده ایم، یک روز از مرگ دزدیده ایم
بوداییان بیهودگی هرگونه دلبستگی را می آموزانند ودلبستگی ها را ریشهٔ همهٔ رنج ها می دانند. مادامیکه دلبسته بمانیم نومیدانه خواهیم زیست.
از سه حالت دلبستگی سخن می گویند: "دلبسته٬ دل نابسته٬ عاری از دلبستگی." حکایت زیبایی را تعریف می کنند که نشان دهندهٔ این معناست. باید خود را در گوشه ای بسیار دورافتاده و تنها مجسم کنید که باید از مسافتی بسیار دور آب آورد...
در باب عرفان اسلامی یا عرفان مسیحی یا عرفان بودایی به طور کلی داوری نمیکنم اما میتوانم بگویم که عارفی را بیشتر میپسندم که این چند ویژگی را داشته باشد و این ویژگیها در بسیاری وجود ندارد.
اولین ویژگی داشتن نگاه کریمانه به انسانهاست. من نمیتوانم بپذیرم عارفی که معتقد است «الطُّرُقُ إلَی اللهِ بِعددِ أنفُس الخلائق»، به محض اینکه با اعتراض کسی مواجه میشود بگوید: «خربطی ناگاه از خَرخانهای / سر برون آورد چون طعّانهای»[بیتی از دفتر سوم مثنوی]؛ یا اینکه وِرد زبانش دشنامهایی چون غَرخواهر باشد.[در مناقبالعارفین آمده: مولانا چون از کسی رنجیدی و مکابره او از حد شدی غیرِ غَرخواهر(فحش ناموسی) نگفتی.]
نهایت بدبینی باید این باشد که من انسانهای خطاکار را
جشن فروردگان نام جشن ده روزه ای است که از بیست و پنجم اسفند ماه تا پایان پنجمین روز اندرگاه[پنج روز گرامی آخر سال در گاهشماری ایران باستان] برپا می شد و ویژه ستایش و بزرگداشت فروردهای [روان نیاکان] درگذشتگان و پارسایان بود.
گاهنبار* نام هر یک از جشنهای ششگانه آفرینش است که در زمانهای معینی در درازای سال برگزار می شود. اسطوره آفرینش در اساطیر ایران چنین است که اهوره مزدا آفریدگان خود را در شش بار می آفریند: